فرشته بگو امین (1)

خیلی وقت بود که به وبلاگم سرنزده بودم واضح تر اینکه وقت بیکاری ندارم الانم از خواب و استراحت خودم بریدم .... لذتی که از تک تک لحظات زندگیت می تونی ببری در لبخند فرزندت خلاصه میشه... لذتی که خستگی سالها را از تنت بیرون میاره...

واقعا زیباست ... لذت بخشه

تنهامساله ای که ادمی مثل منو رنجورو غمگین میکنه فاصله گرفتن از هر اون چیزی که دوست داشتم و سالها با اونها زندگی کردم ... یکی مثل من که تمام امور به میل و سلیقه اش اداره میشود حالا باید همه چیز رو سنجیده و به میل و طبع فرزندانم اماده کنم و شدم در اختیار بچه ها

حالا می فهمم مادر وپدربیچاره ام چی ها کشیدن

میگن ادم تا مادر یا پدر نشه معنی پدر مادر بودن رو درک نمیکنه به والله راست میگن

از خدا بخوایم فرزندانی صالح و سالم به همه ما بده و ما را برای پدر مادر هامون بچه های خلف قرار بده.....قدر چیزهایی که داریم بدونمیم ...

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا شکرت و دوستت داااااااااااااااااااارم 

محمدطاهای مامان

9w4t26t3n9vk7zqyy8q.jpg


قصه زن و مرشد

روزگاری مرید ومرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفر هایشان در بیابانی گم شدند وتا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید.   نا گهان از دور نوری دیدند وبا شتاب سمت آن رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می کند.آن ها آن شب را مهمان او شدند. واو نیز از شیر تنها بزی که داشت به آن ها داد تا گرسنگی راه بدر کنند
 

روز بعد مرید و مرشد از زن تشکر کردند و به راه خود ادامه
 

دادند. در مسیر، مرید همواره در فکرآن زن بود و این که چگونه


 

فقط با یک بز زندگی می گذرانند و ای کاش قادر بودند به آن زن کمک می کردند،تا این که به مرشد خود قضیه را گفت.مرشد فرزانه پس از اندکی تامل پاسخ داد:"اگر واقعا می خواهی به آن ها کمک کنی برگرد و بزشان را بکش!".

مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت وبرگشت و شبانه بز را در تاریکی کشت واز آن جا دور شد....


 
سال های سال گذشت و مرید همواره در این فکر بود که بر سر

آن زن و بجه هایش چه آمد.
 

روزی از روزها مرید ومرشد قصه ما وارد شهری زیبا شدند که از نظر تجاری نگین آن منطقه بود.سراغ تاجر بزرگ شهر را گرفتند و مردم آن ها را به قصری در داخل شهر راهنمایی کردند.صاحب قصر زنی بود با لباس های بسیار مجلل و خدم و حشم فراوان که طبق عادتش به گرمی از مسافرین استقبال و پذیرایی کرد، و دستور داد به آن ها لباس جدید داده  و اسباب راحتی و استراحت فراهم کنند. پس از استرا حت آن ها نزد زن رفتند تا از رازهای موفقیت وی جویا شوند. زن نیز چون آن ها را مرید و مرشدی فرزانه یافت، پذیرفت و شرح حال خود این گونه بیان نمود:
 

سال های بسیار پیش من شوهرم را از دست دادم و با چند فرزندم
 

و تنها بزی که داشتیم زندگی سپری می کردیم. یک روز صبح دیدیم که بزمان مرده و دیگر هیچ نداریم. ابتدا بسیار اندوهگین شدیم ولی پس از مدتی مجبور شدیم برای گذران زندگی با فرزندانم هر کدام به کاری روی آوریم.ابتدا بسیار سخت بود ولی کم کم هر کدام از فرزندانم موفقیت هایی در کارشان کسب کردند.فرزند بزرگ ترم زمین زراعی مستعدی در آن نزدیکی یافت. فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا کرد ودیگری با قبایل اطراف شروع به داد و ستد نمود. پس از مدتی با آن ثروت شهری را بنا نهادیم و حال در کنار هم زندگی می کنیم.

مرید که پی به راز مسئله برده بود از خوشحالی اشک در چشمانش حلقه زده بود....

 

نتیجه:

 هر یک از ما بزی داریم که اکتفا به آن مانع رشدمان است،و باید برای رسیدن به موفقیت و موقعیت بهتر آن را فدا کنیم.

متن کنده کاری سنگ قبر حضرت رقیه (ع)

حضرت رقیه

زائرین قبر من این شـام عـبرتخانـه اسـت
مدفنم آباد و قصر دشـمنم ویـرانه اسـت
دخترى بودم سه سـاله دستــگیر و بی پـدر
مرغ بی بـال و پرى را این قفس كاشانه است

داشتم من بسترى از خاك و بالینى ز خـشت
همچو مرغى كو بسا محروم از آب و دانه است
تكیه میزد او به تخت سلطنت با كبر و وجـد
این تكبر ظالمـان را عـادت روزانـه اسـت
بر تن رنجور مـن شد كهنـه پیراهـن كـفن
پر شكسته بلبلى را ایـن خــرابه لانه است
محو شد آثـار او تـابنـده شـد آثـار مـن

ذلت او عـزت من هـر دو جـاویدانه است

این روزها با تو که هستم خوبم ... شادم/ روحی ارام و دلی بی غم دارم/ با تو باشم همه چی ارومه / با تو که هستم زندگی ارومه/ خستگی .غصه . درد و اندوه معنا می بازند ..... چون تو هستی خانه ام ژور نوره ...

این روزها سخت و کند و پر استرس می گذرن .. بی حوصله گی و بی قراری ..

ترس از پایان ۹ ماهگی و استرس اینکه این اخری چطور تمام بشه ... ارامش و راحتی این مدت را مدیون تنها کسی هستم که محیط شاد و پر انرژی برام محیا کرد .هیچ کس و هیچ چیز توانائی این رو نداشته منو از این کسالت روحی بیرون بیاره. علی جان ممنونم بابت تمام زحماتهائی که برای  من میکشی هیچ وقت فراموش نمیکنم .... خدا کنه در تن درستی و سلامتیت جبران کنم...

هیچ وقت فکر نمی کردم روزی برسه منم مادر بشم ... لذت داره ولی مسئولیت زیادی رو دوشم خواهد افتاد ... از اینکه کم بیارم می ترسم ... از اینکه نتونم کارهام رو به خوبی انجام بدم می ترسم ...

برای همگی ارزوی موفقیت می کنم ... سالم و سلامت باشید

تولد دوباره 2

سلام مجدد..خوبین همگی...ممنون از نظرات و ابراز محبت شما... انشاله لایق باشم

سلام مامانی.. خوبی عزیزم.. شیطون شدی بلا!!!!! وقتی دیروز لگد بارونم میکردی به خودم خندم گرفته بود .از اینکه شیطونی هات گل کرده بودن خوشحال شدم.. از اینکه سالمی و داری خودت رو نشون میدی خوشحال شدم/

بازم ادامه بده بازم شیطونی کن

دوستت دارم ... یکی که تازه داره میفهمه مامان شدن یعنی چی

تولد دوباره 1

سلام. به همه اونائی که دوستم دارن و دوستشون دارم.همه ی اونائی که حق نون و نمک رو نشکستن و معرفتشون گوش عالم رو کر کرده.... منم دنیا ... همون دنیایی که هیچ وقت دست از ارزو کردن و تلاش برنداشت...الان بعد سالها دارم میفهمم معنایی بهتر و زیباتر ار زندگی در ارامش و اطمینان نیست و هیچ جائی برای ادم لذت بخش تر زیرسقف خونه ی خودش بودم نیست... حرفام تکراری شده نه؟؟؟؟

می خواستم وبلاگی جدید بزنم و این چند روز باقی مانده رو تقدیم کنم به کسی که امدنش کانون خانواده ام گرمتراز گذشته می کنه و من رو پرمشغله تر و گرفتارتر از الانم.شاید پس از این مطالبی متفاوت از گذشته برای دل خودم و وقت گزرونی شما بنویسم ...(شوخی)

میخوام از همین مطلب شروع کنم و حاشیه نروم....

سلام عزیزم ... نمی دونم الان چه حالی داری خوبی ؟جای راحتی داری؟ بیداری و صدام رو میشنوی یا خوابیدی و به من بی اعتنایی؟از من این چندوقته چقدر راضی بودی ؟شاید اصلا نبود باشی؟؟؟

به من که هم بد گذشت و هم خوب ... سخت و غیر منتظره ... ساعتها و روزهای ابتدائی که باور نکردنی بود و ماههای اولم سخت و غیر قابل تحمل ...

الان ۶ ماه میگذره و من هر جایی که میرم و هر کاری که می کنم تودر کنارم هستی و با من میخندی.گریه میکنی .غصه میخوری و خلاصه لحظات رو با هم سر میکنیم ..

نگران تک تک سلولهای بدنت هستم .نگران اینده ای که تو رو محاصره می کنه. دنیایی که تو رو به خودش دعوت میکنه..سلامتی تو برای من از همه چیز مهمتره ... ثانیه ای نیست که از این فکر بیرون بیام و برات ارزوی سلامتی نکنم..

از تو میخوام من رو بیشتر متوجه وجود خودت کنی..برات دعا میکنم و منتظر رسیدن روزی هستم که تو رو از نزدیک ببینم و در اغوش بکشم.. میدونم دردسرهائی برام داری که از این ارزو پشیمون میشم(شوخی)

شجاع.قوی.جسور.زیرک.مهربان.مثل من عاشقم باش

دوستت دارم ... مامان تازه به دوران رسیده تو

التماس دعا

آزمون خود شناسي

اعتقاد ات تبتي ها به شناخت درون بسيار جالب است تا جايي كه اگر كسي زمان تولد خود را بدقت حتي به ساعت و ثانيه بداند تسلسل روح وي را در كالبد ها ي گذشته و آينده تشخيص خواهند داد.

اين؛يكي از آزمونهاي دلاي لاما( از كاهنان برجسته آنهاست ) است براي اين آزمون زمان بگذاريد

از آن لذت خواهيد برد

دلاي لاما توصيه ميكند كه آن را بخوانيد چرا كه برايتان مفيد است

فقط 4 سوال

پاسخها روشنگر خواهند بود

صادق باشيد و پاسخها را پيشتر از جواب دادن نبينيد

ذهن همانند چتر ميماند وقتي خوب كار مي كند كه كاملا باز شود

تقلب نكنيد

 

آزمون خود شناسي

 

قبل از آغاز آزمون

يك آرزو كنيد

بترتيب به سوالات جواب دهيد

فقط 4 سوال پرسيده خواهد شد و اگر قبل از پاسخ ؛جوابها را ببينيد آزمون بخوبي شما را هدايت نخواهد كرد

به آرامي پيش برويد و حوصله بخرج دهيد

يك قلم و كاغذ آماده كنيد

در انتها به پاسخهاي داده شده نياز خواهيد داشت.اين يك پرسشنامه صادقانه است كه به شما چيزهايي درباره واقعيت درونتان خواهد گفت.

به هر سوال فقط يك پاسخ بدهيد

اولين چيزي كه به ذهنتان خطور مي كند بهترين است

به ياد داشته باشيد هيچ كس غير از خودتان نبايد پاسخها و نتايج را ببيند.

سوال اول

حيوانات زير را بترتيب دلخواه مرتب كنيد

گاو، پلنگ، گوسفند ، اسب ، خوك

سوال دوم

درمورد هركدام كلمه ايي بنويسيد كه آنرا تشريح كند

سگ ، گربه، موش ، قهوه ، دريا

 

سوال سوم

درباره كسي فكر كنيد كه برايتان مهم است و شما را مي شناسد.و ميتوانيد او را به رنگي اختصاص دهيد.پاسخ خود را دوبار تكرار نكنيد .

هر رنگ را فقط به يك نفر اختصاص دهيد

زرد ، پرتقالي ،قرمز ، سفيد ، سبز

سوال چهارم

يك عدد بنويسيد (از 0 تا 20)

روزهفته مورد علاقه خود را بنويسيد

در انتها

مطمئن هستيد اين پاسخها صحيح هستند باز هم مرور كنيد تا مطمئن شويد

ادامه نوشته

برای تويی كه قلبت پـاك است...

برای تو می نویسم........
 

برای تويی كه تنهايی هايم پر از ياد توست...

برای تويی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست...

برای تويی كه احساسم از آن وجود نازنين توست...

برای تويی كه تمام هستی ام در عشق تو غرق شد...

برای تويی كه چشمانم هميشه به راه تو دوخته است...

برای تويی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...

برای تويی كه وجودم را محو وجود نازنين خود كردی...

برای تويی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است ...

برای تويی كه سـكوتـت سخت ترين شكنجه من است....

برای تويی كه قلبت پـاك است...

برای تويی كه در عشق ، قـلبت چه بی باك است...

برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...

برای تويی كه عـشقت معنای بودنم است...

برای تويی كه غمهایت معنای سوختنم است...

برای تویی که آرزوهایت آرزویم است..........

اگر می دانی در این دنیا کسی هست که

با دیدنش رنگ رخسارت تغییر می کند

و صدای قلبت آبرویت را به تاراج می برد

مهم نیست که او مال تو باشد

مهم این است که فقط باشد ، زندگی کند ،لذت ببرد

و نفس بکشد .

و تو .................

تبریک میلاد امام حسین (ع)


1. امشب زمين و آسمان گرديده پر شور و شعف
امشب تمام عرشيان بهر زيارت بسته صف
امشب که عيدي ميدهد بر عاشقان شاه نجف
امشب تو هم مستي کن و دل را بري کن از اسف
زيرا به دنيا آمده مظهر عزت و شرف
*ميلاد نور مبارک*

¤¤¤

2. ز گلزار نبي (ص) و بوستان حيدر و زهرا
گلي بشگفت با بوي خوش و با چهره ي زيبا
شنيدستي که با يک گل نمي گردد بهار؟ اما
گلستان گشته از اين گل، همه دنيا و ما فيها
---
شکفتن پنجمين گل باغ عصمت و طهارت تهنيت باد.

¤¤¤

3. بوي گلهاي بهشتي ز فضا مي آيد
عطر فردوس هم آغوش صبا مي آيد
نوگل مصطفوي، زينت باغ علوي
مظهر پنج تن آل عبا مي آيد

¤¤¤

4. دو ماه از دو افق در دو شب تجلّي کرد / يکي شهنشه دوران، يکي امير سپاهش
دو گوهر از دو صدف از دو بحر گشت نمايان / يکي چراغ هدايت، يکي معين و گواهش
يکي حسين و يکي ناصر حسين، ابوالفضل / که جان خويش به کربلا بداد به راهش

¤¤¤

5. سروشي دوش در گوشم، سرود اين نغمه ي شيوا
که بشگفت از گلستان محمد(ص) نوگلي زيبا
بشارت اي گنه کاران حسين آمد حسين آمد
نثار مقدمش سرها، فداي جان او جان ها
---
ولادت باسعادت شفيع المذنبين، حامي دين، امام حسين بن علي-ع مبارک.

¤¤¤

6. شاهي به دوصد عزت و اجلال آيد
با شوکت و فر و جاه و اقبال آيد
امروز حسين آيد و فردا عباس
خورشيد ز پيش و مه ز دنبال آيد

¤¤¤

7. امام روح الله:
شما پاسداران بحق اسلاميد، شما مثل جوان هاى صدر اسلام هستيد
شما اسلام را نجات داديد بايد از اين به بعد هم پاسدارى کنيد که اين انقلاب به ثمر واقعى اش برسد.
---
روز پاسدار مبارک

¤¤¤

8. الا اي پاسدار انقلاب کشور عشق
نام نيکويت هميشه ثبت، اندر دفتر عشق
تو کردي اقتدا در عزت و ايثار به آنکس
که هستي اش فدا بنمود و گرديد"مظهر عشق"

میلاد امام حسین (ع)حضرت ابوافضل العباس (ع)  حضرت زین العابدین (ع)  تبریک وتهنیت باد ...

آلبوم  کت و دامن زنانه

ادامه نوشته

داشتن زندگي شادتر

زندگی شما م یتواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشيد که م یتوانيد کارهای ساد های انجام دهيد. در زیر ليستی
از کارهایی که م یتوانيد برای داشتن زندگی شادتر انجام دهيد، آورده شده است.
هر روز آنها را به کار بگيرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید.

سلامتی:

١- آب فراوان بنوشيد.
٢- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.
٣- از سبزیجات بيشتر استفاده کنيد تا غذاهای فراوری شده.
دلسوزی و همدلی).. ) Empathy ،( شور و اشتياق ) Enthusiasm ،( انرژی ) Energy : زندگی کنيد E ٤- بااین ٣ تا
٥- از مدیتيشن، یوگا، نماز و دعا کمک بگيرید.
٦- بيشتر بازی کنيد.
٧- بيشتر از سال گذشته کتاب بخوانيد.
٨- روزانه ١٠ دقيقه سکوت کنيد و به تفکر بپردازید.
٧ ساعت بخوابيد. -٩
١٠ - هر روز ١٠ تا ٣٠ دقيقه پياده روی کنيد و در حين پياد هروی، لبخند بزنيد.

شخصيت:

١١ - زندگی خود را با هيچ کسی مقایسه نکنيد: شما نمی دانيد که بين آنها چه م یگذرد.
١٢ - افکار منفی نداشته باشيد، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنيد.
١٣ - بيش از حد توان خود کاری انجام ندهيد.
١٤ - خيلی خود را جدی نگيرید.
١٥ - انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنيد.
١٦ - وقتی بيدار هستيد بيشتر خيال پردازی کنيد.
١٧ - حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشيد، دارید.
١٨ - گذشته را فراموش کنيد. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نياورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بين
می برد.
١٩ - زندگی کوتا هتر از این است که از دیگران متنفر باشيد. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشيد.
٢٠ - با گذشته خود رفيق باشيد تا زمان حال خود را خراب نکنيد.
٢١ - هيچ کس مسئول خوشحال کردن شما نيست، مگر خود شما.
٢٢ - بدانيد که زندگی مدرس های می ماند که باید در آن چيزهایی بياموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند
کلاس جبر می باشند.
٢٣ - بيشتر بخندید و لبخند بزنيد.
٢٤ - مجبور نيستيد که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.

جامعه:

٢٥ - گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنيد.
٢٦ - هر روز یک چيز خوب به دیگران ببخشيد.
٢٧ - خطای هر کسی را به خاطر هر چيزی ببخشيد.
٢٨ - زمانی را با افراد بالای ٧٠ سال و زیر ٦ سال بگذرانيد.
٢٩ - سعی کنيد حداقل هر روز به ٣ نفر لبخند بزنيد.
٣٠ - اینکه دیگران راجع به شما چه فکری م یکنند، به شما مربوط نيست.
٣١ - زمان بيماری شغل شما به کمک شما نمی آید، بلکه دوستان شما به شما مدد م یرسانند، پس با آنها در ارتباط باشيد.

زندگی:

٣٢ - کارهای مثبت انجام دهيد.
٣٣ - از هر چيز غير مفيد، زشت یا ناخوشی دوری بجویيد.
٣٤ - خداوند درمان گر هر چيزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است.)
٣٥ - هر موقعيتی چه خوب یا بد، گذرا است.
٣٦ - مهم نيست که چه احساسی دارید، باید به پا خيزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پيدا کنيد.
٣٧ - حتی بهترین هم می آید.
٣٨ - همين که صبح از خواب بيدار م یشوید، باید از خداوند تشکر کنيد.
٣٩ - بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشيد

تصویر آرامش

آرامش پادشاهی جایزه بزرگی برای هنرمندی گذاشت که بتواند به بهترین شکل ، آرامش را به تصویر بکشد.
نقاشان بسیاری آثار خود را به قصر فرستادند. آن تابلو ها ، تصاویری بودند از خورشید به هنگام غروب ، رودهای آرام ، کودکانی که در چمن می دویدند ، رنگین کمان در آسمان ، و قطرات شبنم بر گلبرگ گل سرخ.
پادشاه تمام تابلو ها را بررسی کرد ، اما سرانجام فقط دو اثر را انتخاب کرد. ...
 

اولی ، تصویر دریاچه ی آرامی بود که کوههای عظیم و آسمان آبی را در خود منعکس کرده بود. در جای جایش می شد ابرهای کوچک و سفید را دید، و اگر دقیق نگاه می کردند، در گوشه ی چپ دریاچه، خانه ی کوچکی قرار داشت، پنجره اش باز بود، دود از دودکش آن بر می خواست، که نشان می داد شام گرم و نرمی آماده است.

تصویر دوم هم کوهها را نمایش می داد. اما کوهها ناهموار بود ، قله ها تیز و دندانه ای بود. آسمان بالای کوهها بطور بیرحمانه ای تاریک بود، و ابرها آبستن آذرخش، تگرگ و باران سیل آسا بودند. این تابلو با تابلو های دیگری که برای مسابقه فرستاده بودند، هیچ هماهنگی نداشت.اما وقتی آدم با دقت به تابلو نگاه می کرد، در بریدگی صخره ای شوم، جوجه پرنده ای را می دید.آنجا، در میان غرش وحشیانه ی طوفان ، جوجه گنجشکی ، آرام نشسته بود.

پادشاه درباریان را جمع کرد و اعلام کرد که برنده ی جایزه ی بهترین تصویر آرامش، تابلو دوم است.بعد توضیح داد :
 

آرامش

آرامش چیزی نیست که در مکانی بی سر و صدا ، بی مشکل و بدون کار سخت یافت شود ، بلکه معنای حقیقی آرامش این است که هنگامیکه شرایط سختی بر ما می گذرد آرامش در قلب ما حفظ شود.

اینجا......... انجا

اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم... اینجا شده پائیز ، آنجا را نمیدانم... اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمیدانم... اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمیدانم. وقتي كه بچه بودم هر شب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد. بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد. پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخشد. هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است! ... نمی دانم ، مشکل در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن

دیشب رویایم را تر کردی

دیشب رویایم را تر کردی

روی عضلات درخت کهنسال پشت پنجره نشسته بودی و


لبخندت تنگ تنهایی را ترک داد


از لمس حضورت آنقدر لبریز شدم که یادم رفت

 

چقدر مانده تا پرنده شدن


با دل به زمین خوردم و دوباره شکستم در سکوت


جاری اشک مسیر همیشگی اش را روی گونه ی احساسم خراشید


سبزترین نگاهت مرا در آغوش فشرد و رویا تمام شد


دوباره من بودم و واژه های بی تویی

امدم اما....

غربت

" هیچ اگر سایه ندارد، من همان سایه ی هیچم..........!!!

" ای که مدتهاست بامن نیستی ، من همانم ، که با من زیستی، رنجهایم را شنیدی باز هم ، عاقبت گفتی ، غریبه کیستی ....؟

بعد ازمدتها امدم ولی با یک دنیا تفاوت .. نوشته هایم را که مرور میکنم بادست نوشتهائی که هنوز مجالی نداشتم تایپ کنم یک دنیا تفاوت دارد .... تنها ارزویم برای دوستهای دنیای مجازی این شده تحولی که در تک تک ثانیه هایم ایجاد شده باریتان وجود یابد........ منتظر اپهای جنجالی من باشید ..............................

قانون بازگشت

مردی از یکی از دره های پیرنه در فرانسه می گذشت ، که به چوپان پیری برخورد. غذایش را با او تقسیم کرد و مدت درازی درباره ی زندگی  صحبت کردند . بعد صحبت به وجود خدا رسید .

مرد گفت : اگر به خدا اعتقاد داشته باشم باید قبول کنم که آزاد نیستم و مسوول هیچ کدام از اعمالم نیستم . زیرا مردم می گویند که او قادر مطلق است و اکنون و گذشته و آینده را می شناسد.

چوپان زیر آواز زد و پژواک آوازش دره را آکند . بعد ناگهان آوازش را قطع کرد و شروع کرد به ناسزا گفتن به همه چیز و همه کس . صدای فریادهای چوپان نیز در کوهها پیچید و به سوی آن دو بازگشت .

سپس چوپان گفت : زندگی همین دره است ، آن کوهها ، آگاهی پروردگارند ؛ و آوای انسان ، سرنوشت او . آزادیم آواز بخوانیم یا ناسزا بگوئیم ، اما هر کاری که می کنیم ، به درگاه او می رسد و به همان شکل به سوی ما باز می گردد .

"خداوند پژواک کردار ماست ."

                {پائولو کوئیلو}

 

ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
 
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه

زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب

این چنین با همه در ساخته ای یعنی چه

شاه خوبانی و منظور گدایان شده ای

قدر این مرتبه نشناخته ای یعنی چه

نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی

بازم از پای در انداخته ای یعنی چه

سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میان

وز میان تیغ به ما آخته ای یعنی چه

هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغول

عاقبت با همه کج با خسته ای یعنی چه

حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار

خانه از غیر نپرداخته ای یعنی چه

همسری حرف شنو ... حقیقت روز والینتاین

مردی تمام عمر خود رو صرف پول درآوردن و پس انداز کردن نموده و فقط مقداری بسیار اندکی از در آمدش را صرف معاش خود میکرد و در واقع همسر خود را نیز در این مکنت وبدبختی با خود شریک نموده بود

تا اینکه روزی از روزها او به بستر مرگ افتاد و دیگر برایش مسلم گردید که حتما رفتنی است . بنابراین در لحظات آخر ، همسرش را نزد خود خواند از او خواست در آخر عمری قولی برای او بدهد و آن این بود که  تمامی پولهایش را داخل صندوقی گذاشته و درکنار جسد وی  در تابوت قرارداده تا او بتواند در آن دنیا آنها را خرج کند . همسرش در حالی که  با نگاهی شفقت انگیز به شوهر در حال نزع مینگریست ، قسم خورد که به قولش وفا کند

در روز تشییع و درست وقتی که تمامی مقدمات فراهم شده و مامورین گورستان میخواستند میخهای تابوت را بکوبند ،  زن فریادی  کشید و گفت : " صبر کنید یک سفارش او مانده که باید به اجرا بگذارم . " سپس کیسه سیاهی را از کیفش بیرون آورده و آنرا داخل صندوق کوچک درون تابوت قرار داد

خواهر خانم که از شرح ماوقع خبردار بود با لحنی سرزنش آمیز به همسر متوفی گفت : " مگه عقل از سرت پریده ؟ این چه کاری بود که کردی ؟ آخه  شوهرت اون پولها رو چه جوری میتونه تو اون دنیا خرج کنه ؟ "

زن پاسخ داد : " من فردی با ایمان هستم و قولی را که به همسرم دادم هیچوقت فراموش نکرده ام . اما برای راحتی او ، تمامی پولها رو به حساب خودم واریز کردم و براش یه چک صادر کردم که بعده نقد کردنش ، بتونه خرجشون کنه "
*********************************************
" ماجرای روز ولنتاین و نامزدهای جوان از اونجا که سخنان بسیار زیاد و متعددی درباره روز ولنتاین وجود داره میشه گفت حقیقت روز ولنتاین در هاله ای از ابهام قرار داره ... ولی در همه روایات بر زیبایی و زیبارویی، بی باکی، و از همه مهمتر چهره رمانتیک و غریب سنت ولنتاین تاکید شده است. تعجبی ندارد اگر در قرون وسطی ولنتاین یکی از محبوبترین قدیسه ها بین مردم انگلستان و فرانسه بوده باشد. ولنتاین كشیشی بود كه یك روز در دنیا رو به اسم خود ثبت كرد. روز ولنتاین یا روز عشق و محبت مطابق با 14 فوریه میلادی هر سال هست که امسال با 25 بهمن 88 ما ایرانی ها مصادف شده. در این روز عشاق و نامزدهای جوان به همدیگر گل و هدایایی عاشقانه میدهند تا عشق و علاقه خود را به یکدیگر بهر نحوی ابراز کنند. این هدایا فقط بین جوانها رد و بدل نمیشود بلکه در سرتاسر دنیا، انسانها این هدایا را به کسانی که دوستشان دارند، اعضای فامیل و … ارسال می کنند تا محبت خود را نسبت به آنها ابراز کنند. روایات مختلفی درباره ولنتاین وجود دارد که یکی از آنها به قرن سوم میلادی در روم مربوط میشه! در آن زمان کلودیوس دوم امپراطور روم بود، او به این نتیجه رسیده بود که مردانی که ازدواج نکرده اند بهتر از مردان متاهل در جنگ، دلاوری به خرج می دهند و در حقیقت افرادی که خانواده ندارند سربازان بهتری هستند، به همین دلیل او ازدواج را در تمام امپراطوری روم برای مردان جوان ممنوع کرد و دستور داد تا آنها كه نامزد كرده اند، فوراً نامزدی خود را به هم زده و نامزد خود را ترك كنند. در این دوران کشیشی به نام سنت ولنتاین پی به بی عدالتی کلودیوس برده و برای مبارزه با او در خفا و به طور پنهانی در کلیسا برای عاشقان جوان مراسم ازدواج را اجرا می کرد. گفته میشود که وقتی امپراطور پی به این عمل ولنتاین برد دستور داد تا او را به قتل برسانند ... به روایتی دیگر ولنتاین اولین کسی بوده که پیام ولنتاین (Valentine Greetings) را فرستاده است. این پیام زمانی فرستاده شده که او در زندان به سر میبرده و احتمالا او عاشق دختر زندانبان خود که در زمان اسارت قبل از کشته شدنش به او سر می زده شده بود. جالب است بدانید که این دختر بنا به روایات متعدد کور نیز بوده است! عشق اون برای اون دختر و ایمان و اعتقاد قوی اون باعث شد بتونه قبل از مرگش به طور معجزه آسایی نابینایی دختر رو شفا بده. عشق به وجود آمده میان این دو، داستان دیگری شد و ولنتاین قبل از مرگش غزل خداحافظی رو برای اون دختر خواند. یك نوشته با امضای خود به دختر زندانبان داد با این عنوان: \"تقدیم با عشق از طرف ولنتاین تو!\" و اكنون بعد از گذشت سال های بسیار، مردم روز ۱۴ فوریه سال ۲۶۹ پس از میلاد را به یاد او جشن می گیرند. جشن روز ولنتاین كه به عنوان های مختلف چون: روز عشق، روز دوست داشتن و روز نامزدها مطرح می شود مردم بسیاری را جذب خود كرد و اكنون در نیمه سرد بهمن ماه بسیاری با نگاه یك جشن بین المللی ولنتاین را جشن می گیرند. عبارتی که امروزه نیز در میان مردم جهان مصطلح است. شاید دلیل اینکه امروزه این همه پیامهای عاشقانه در سرتاسر دنیا در روز ولنتاین ارسال میشود، ادامه دادن همان سنت دیرینه ولنتاین زندانی باشد. "

آدمی دو قلب دارد !

قلب

قلبی كه از بودن آن با خبر است و قلبی كه از حظورش بی خبر.
قلبی كه از آن با خبر است همان قلبی ست كه در سینه می تپد
همان كه گاهی می شكند
گاهی می گیرد و گاهی می سوزد
گاهی سنگ می شود و سخت و سیاه
و گاهی هم از دست می رود...

با این دل است كه عاشق می شویم
با این دل است كه دعا می كنیم
با همین دل است كه نفرین می كنیم
و گاهی وقت ها هم كینه می ورزیم...


اما قلب دیگری هم هست.قلبی كه از بودنش بی خبریم.
این قلب اما در سینه جا نمی شود
و به جای اینكه بتپد.....می وزد و می بارد و می گردد و می تابد
این قلب نه می شكند نه میسوزد و نه می گیرد
سیاه و سنگ هم نمی شود
از دست هم نمی رود


زلال است و جاری
مثل رود و نسیم
و آنقدر سبك است كه هیچ وقت هیچ جا نمی ماند
بالا می رود و بالا می رود و بین زمین و ملكوت می رقصد

این همان قلب است كه وقتی تو نفرین می كنی او دعا می كند
وقتی تو بد می گویی و بیزاری او عشق می ورزد
وقتی تو می رنجی او می بخشد...

این قلب كار خودش را می كند
نه به احساست كاری دارد نه به تعلقت
نه به آنچه می گویی نه به آنچه می خواهی


و آدمها به خاطر همین دوست داشتنی اند
به خاطر قلب دیگرشان
به خاطر قلبی كه از بودنش بی خبرند .

اصل و نسب برخي از واژه‌های ایرانی

بدون تردید برایتان جالب خواهد بود که بدانید :

آيا مي‌دانستيد که اصل و نسب برخي از واژه‌ها و عبارات مصطلح در زبان فارسي در واژ‌ه‌ها عبارتي از يک زبان بيگانه قرار دارد و شکل دگرگون شدة آن وارد زبان عامة ما شده است؟

به نمونه‌هاي زير توجه کنيد:

زِ پرتي: واژة روسي Zeperti به معني زنداني است و استفاده از آن يادگار زمان قزاق‌هاي روسي در ايران است در آن دوران هرگاه سربازي به زندان مي‌افتاد ديگران مي‌گفتند يارو زپرتي شد و اين واژه کم کم اين معني را به خود گرفت که کار و بار کسي خراب شده و اوضاعش ديگر به هم ريخته است.

 

هشلهف: مردم براي بيان اين نظر که واگفت (تلفظ) برخي از واژه‌ها يا عبارات از يک زبان بيگانه تا چه اندازه مي‌تواند نازيبا و نچسب باشد، جملة انگليسي (I shall haveبه معني من خواهم داشت) را به مسخره هشلهف خوانده‌اند تا بگويند ببينيد واگويي اين عبارت چقدر نامطبوع است! و اکنون ديگر اين واژة مسخره آميز را براي هر واژة عبارت نچسب و نامفهوم ديگر نيز (چه فارسي و چه بيگانه) به کار مي‌برند.

 

چُسان فُسان: از واژة روسي Cossani Fossani به معني آرايش شده و شيک پوشيده گرفته شده است.

شِر و وِر: از واژة فرانسوي Charivari به معني همهمه، هياهو و سرو صدا گرفته شده است.


فاستوني: پارچه اي است که نخستين بار در شهر باستون Boston در امريکا بافته شده است و بوستوني مي‌گفته‌اند.


اسکناس: از واژة روسي Assignatsia که خود از واژة فرانسوي Assignat به معني برگة داراي ضمانت گرفته شده است.

فکسني: از واژة روسي Fkussni به معني بامزه گرفته شده است و به کنايه و واژگونه به معني بيخود و مزخرف به کار برده شده است.


لگوري (دگوري هم مي‌گويند): يادگار سربازخانه‌هاي ايران در دوران تصدي سوئدي‌ها است که به زبان آلماني (Lagerhure) به فاحشة کم‌بها يا فاحشة نظامي مي‌گفتند.


نخاله: يادگار سربازخانه‌هاي قزاق‌هاي روسي در ايران است که به زبان روسي به آدم بي ادب و گستاخ مي‌گفتند Nakhal و مردم از آن براي اشاره به چيز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کرده‌اند.

عاشورا و دخترم

دخترم
عاشورا

این بازیچه سرخ تقدیم به تو

 
         این بازیچه سرخ تقدیم به تو

این قلب سرخ و پر از درد من تقدیم به تو …

زیباترین و تنها ترین و جاوادنه ترین احساسم یعنی عشق در این قلب سرخ نیز برای

تو…

این قلب سرخ بی طاقت را از من بپذیر عزیزم… از تمام دار دنیا تنها همین قلب را دارم

همین قلبی که بارها شکسته شد ، بارها از راه عاشقی ناکام ماند و بارها اسیر

قلبهای بی محبت بی معرفتان شد….

همین قلبی که هر که آمد پا بر روی آن گذاشت و رفت ، قلبی که به هر کسی که

دادم با یک دنیا بی مهری و بی محبتی آن را شکست و به من بازگرداند!

عزیزم این قلبی که اینک ویرانه ای بیش نیست را با تمام وجودم به تو هدیه میکنم…

تو یکی بیا و با آن مدارا کن ، و نگذار این قلب پر  از غم و غصه و عاشق من دوباره

شکسته شود!

هر که آمد بر این قلب عاشق من لعنت گفت و رفت !

عزیزم با اطمینان کامل این قلبم را به تو هدیه میدهم و انتظار دارم که قدر آن را بدانی

و برای همیشه نزد خود نگه داری و با عطر نفسهایت ، با خون عاشقی ات و با

احساس محبت و مهربانی ات آن را زنده نگه داری عزیزم!…

همین قلب هزاران عاشق دارد ، همین قلب هزارن مجنون دارد ولی من این قلب بی

ارزشم را تنها لایق تو میدانم و تنها به تو تقدیم میکنم چون کسی دیگری به جز تو

لایق آن نیست و این قلب من ارزشی بالاتر از این دارد که در دلهای بی محبت و بی

مهر دیگران  اسیر شود!

می دانم تو  این بازیچه سرخ را دوست داری و میدانم تو یکی  دیگر آن را بازیچه خودت

قرار نخواهی داد و تو آنرا به عنوان پر  ارزشترین و بهترین هدیه  از سوی من نزد خود

نگه خواهی داشت عزیزم…

میدانی که چقدر درون این قلب سرخ من عشق نهفته است؟ میدانی که درون این

قلب شکسته من چقدر محبت و آرزو و امید نهفته است ؟ پس قدر آن را بدان ای یار

عاشق من!

تو که ادعای دوست داشتن و عشق ورزیدن را داری ، توکه ادعای این را داری که

میتوانی آنرا حفظ کنی  و ادعا داری که با تمام وجودت این قلب مرا دوست میداری

پس مرا به تنها آرزویم برسان  و تو یکی قلب مرا  با بی محبتی شکنجه نده!

بیا و تنها از من این هدیه بی ارزش را بگیر و کاری کن اینک که برای من بی ارزش

است برای تو با ارزشترین هدیه دنیا باشد!

تنها با همین بازیچه سرخ زنده ام و  وقتی ببینم در دل تو اسیر باشد و آن را از من

بپذیرفته ای نه تنها برای همیشه زنده می مانم بلکه می دانم خوشبخترین عاشق

دنیا خواهم بود  و دیگر احساس تنهایی نخواهم کرد!

این هدیه بی ارزش را از من بپذیر ، تنها در دل خودت نگه دار ، با خون عاشقی ات ، با

احساس محبتت و با هوای دوست داشتنت آن را برای همیشه زنده نگه دار عزیزم..

این قلب سرخ نه امانتی است و نه دلخوشی! این قلب سرخ هدیه است همیشگی از

طرف کسی که تو را لایق آن میداند پس آن را با تمام وجودت از من بپذیر!

ماه محرم 88

lpvl

التماس دعا

کیستی ......................

کیستی که من

 

اینگونه

 

به اعتماد

 

نام خود را

 

با تو می گویم،

 

کلید خانه ام را

 

در دست ات می گذارم،

 

نان شادی های هایم را

 

با تو قسمت می کنم،

 

به کنارت می نشینم و بر زانوی تو

 

این چنین آرام

 

به خواب می روم؟

 

کیستی که من

 

این گونه به جد

 

در دیار رویاهای خویش

 

با تو درنگ می کنم؟

عکس های عاشقانه فانتزی

عاشقانه
ادامه نوشته

به حمام میروید اول کدام قسمت را میشویید؟(روان شناسی)

هنگامی‌که به حمام می‌روید اولین قسمتی که از بدنتان را می‌شورید کدام ناحیه است؟ این موضوع که شما هنگامی‌که به حمام می‌روید کدام ناحیه از بدنتان را می‌شورید دارای روان شناسی جالبی می‌باشد.
آیا شما به حمام میروید اول صورت، زیر بغل، موهای سر، قفسه سینه یا شانه هایتان را می‌شورید؟ یا سایر اعضای بدنتان را می‌شورید.

آیا تا کنون به پاسخ این سوال فکر کرده اید آیا به این موضوع دقت کرده‌اید ؟؟قبل از اینکه این متن را بخوانید اول تصمیم بگیرید و فکر کنید که کدام ناحیه از اعضای بدنتان را در ابتدا می‌شورید و بعد این تست را ادامه دهید.

اگر شما شخصی هسیتد که هنگام ورود به حمام صورت خود را می‌شورید:

پول برای شما اهمیت بسیاری دارد اما نسبت به اهمتی که پول در زندگی شما دارد کوشش کمی‌برای به دست آوردن آن انجامی‌می‌دهید سطح تقاضا و تلاش شما دارای توازن نمی‌باشد . در صحبت های خود خیلی پابند صداقت نیستید و برای اینکه به مقصود خود برسید گاهی اوقات صداقت خود را فراموش می‌کنید . افرادی که در اطراف شما هستند به دلیل رفتارهای متفاوتی که شما انجام می‌دهید قادر به درک صحیحی از شما نیستد ولی شما به تفکرات دیگران راجع به خودتان اهمیت زیادی نمی‌دهید و معمولا کارهایی را که خودتان دوست دارید و طبق خواسته و میل خودتان باشد انجام می‌دهید.

اگر شما شخصی هسیتد که ابتدا زیر بغل خود را می‌شورید:

شما شخصی قابل اعتماد و بسیار مسئول هسیتد و هر کاری که بر عهده شما گذاشته می‌شود را به خوبی انحام می‌دهید . شخصی کاملا مردمی‌هستید و به همین دلیل و ویژگی که دارید بسیاری از افراد مطیع شما هستید و ارزش بالایی را برای شما  قائل هستند ، زیرا شما اگر دوستی داشته باشید که در قطب شمال زندگی کند و به کمک شما احتیاج داشته باشد بلافاصله با شنیدن این خبر به کمک او می‌روید . اما توصیه می‌کنیم اینقدر صادق نباشید زیرا باعث می‌شود که متحمل  ضربات جبران ناپذیری شوید .

اگر شما سخصی هستید که ابتدا موهای سر خود را می‌شورید:

این افراد هنرمند، خلاق، هستند و معمولا دارای افکاری مثبت هستند که باعث می‌شود دیگران را به خود جذب کنند . این افراد معمولا آنقدر در رویاهایی خود غوطه ور می‌شوند که گاهی فراموش می‌کنند در حال حاصر و در این زمان به سر می‌برند . برای به دست آوردن پیروزیها و موفقیت های با تلاش مدام و پیوسته  پیش می‌روید . شما قادر به درک موضوعاتی هستید که دیگران نمی‌توانند آن را درک کنند . موقعیت اجتماعی برای شما بسیار مهم تر از جنبه ی اقتصادی آن می‌باشد. به خانواده و دوستانتان اهمیت زیادی می‌دهید.

اگر شما سخصی هستید که اول قفسه‌ی سینه تان را می‌شورید:

شما شخصی هسیتد که زیاد اهل حرف و سخن نیستید و ترجیح می‌دهید در مورد کاری صحبت نکنید تا این کار به اتمام برسد و بعد در مورد آن صحبت می‌کنید ، آدمی‌رک هستید.آرامش خیال و آسودگی بزرگترین هدف شما در زندگی است . شما شخصی هسیتد که نمی‌توانید افرادی که به نوعی حواس پرت یا پریشان هستند تحمل کنید . شما همیشه تمایل به کارهای جدید و نو دارید و از تمام وقایع جدید و متنوع استقبال می‌کنید .

اگر شما سخصی هستید که اول شانه‌هایتان را می‌شورید:

این افراد  معمولا در همه‌ی کارهای خود با ناامیدی وارد می‌شوند به همین دلیل نمی‌توانند پیروز میدان شوند جون از ابتدای امر با نا امیدی وارد می‌شوند . علی رغم توانایی های زیادی که دارید تا کنون پیشرفت قابل توحهی نسیب شما نشده است . دوست دارید وقت خود را در تنهایی بگذرانید و از تفزیحات جمعی فراری هستید . پول برای شما در زندگی تان تاثیری وافر و باور نکردنی دارد در حالی که بر تمام قعالیت های شما تاثیر مستقیمی‌دارد .

سایر نقاط بدن:

شما شخصی بسیار متعادل هستید، به راحتی می‌توانید درون خود را کنترل کنید و بر احساسات قلبی تان فائق شوید . شما  فردی فعال  و پویا نیستید باید این موضوع را یاد بگیرید که این حس را در خود بیدار سازید تا بتوانید زندگی تان را از هیجان سرشار کنید . شما شخصی دوست داشتنی هستید و به هر مجلسی که قدم بگذارید دوستان زیادی را برای خود پیدا می‌کنید.

عهدي جاودانه

عاشقانه

مهربانم

با تو عهدی ميبندم نا گسستنی

فراموش نشدنی

و ماندگار

قلبم را به تو هدیه میدهم

به تو که سر تا پای وجودت را ذرّه ذرّه دوست ميدارم

به تو که روحت را

سرشتت را

عصاره ی وجودت را ميپرستم

و به آن عميقاً عـشق ميـورزم

ای عزیز ِ ستودنی

مهربان ِماندنی

نازنین ِ خواستنی

بدان و آگاه باش که من

تو را

هيچگاه

هيچ کجا

هيچ لحظه ای

تنها نخواهم گذاشت

و لحظه ای از تو غافل نخواهم شد

مطمئن باش

شكرت خدا

خدا

خدایا
 
خدایا تو را به خاطر سه چیز سپاس گزارم:
 

  دادن هایت

                              ندادن هایت 

        گرفتن هایت      دادن هایت را نعمت

                              ندادن هایت را رحمت                                

      گرفتن هایت را حکمت      

 

 

كوچيك همه شما

 

 

ماه پنهان

عشق

بی تو دیشب عشق حیران مانده بود

 

روی دستش اب و قران مانده بود

 

رفته بودی نرم نرم از کوچه ها

 

از عبورت بوی باران مانده بود

 

رفته بودی شاعری جان می سپرد

 

بهر تقدیم تواش ان مانده بود

 

بر لبان از دوری ات افسوس ها

 

بر جگر ها جای دندان مانده بود

 

رفته بودی عشق فریادی نداشت

 

در گلویش بغض هجران مانده بود

 

اه دیشب... اه دیشب... ماه ! ماه!

 

اه دیشب ماه پنهان مانده بود....

ادامه نوشته

اس ام اس آذر ماه88... عید غدیر خم

علي در عرش بالا بي نظير است
علي بر عالم و آدم امير است
به عشق نام مولايم نوشتم
چه عيدي بهتر از عيد غدير است؟
------------------
عيد غدير خم مبارک - Sms Eyde gadir khom
------------------

خورشيد چراغکي ز رخسار عليست / مه نقطه کوچکي ز پرگار عليست
هرکس که فرستد به محمد صلوات / همسايه ديوار به ديوار عليست
------------------
عيد غدير خم مبارک - پيامک ، اس ام اس ،sms ،payamak
------------------

عيد کمال دين .سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصايت و ولايت
امير المومنين عليه السلام
بر شيعيان وپيروان ولايت خجسته باد
------------------
عيد غدير خم مبارک - اس ام اس عيد غدير خم
------------------

روز عيد غديرخم از شريف ترين اعياد امت من است.
پيامبر اکرم(ص)
------------------
عيد غدير خم مبارک - پيامک عيد غدير خم
------------------

نازد به خودش خدا که حيدر دارد / درياي فضائلي مطهر دارد
همتاي علي نخواهد آمد والله / صد بار اگر کعبه ترک بردارد
------------------
عيد غدير خم مبارک - مسيج عيد غدير خم
------------------

خدايا به حق شاه مردان / مرا محتاج نامردان مگردان
فرا رسيدن عيد غديرخم بر عاشقان آن حضرت مبارک
دلا امشب به مي بايد وضو کرد / و هر ناممکني را آرزو کرد
------------------
عيد غدير خم مبارک - sms عيد غدير خم
------------------

چون نامه ي اعمال مرا پيچيدند
بردند به ميزان عمل سنجيدند
بيش از همه کس گناه ما بود ولي
آن را به محبت علي بخشيدند
------------------
عيد غدير خم مبارک - تبريک عيد غدير خم
------------------

تمام لذت عمرم در اين است / كه مولايم اميرالمومنين است
------------------
عيد غدير خم مبارک - عيد غدير
------------------

نام علي : عدالت -- راه علي : سعادت -- عشق علي : شهادت -- ذكر علي : عبادت -- عيد علي : مبارك
------------------
عيد غدير خم مبارک - اس ام اس جديد
------------------

نه فقط بنده به ذات ازلي مي نازد
ناشر حكم ولايت به ولي مي نازد
گر بنازد به علي شيعه ندارد عجبي
عجب اينجاست خدا هم به علي مي نازد
------------------
عيد غدير خم مبارک - پيامک جديد
------------------

هان! اي مردمان! علي را برتر بدانيد، که او برترين انسان از زن و مرد بعد از من است... هرکه با او بستيزد و بر ولايتش گردن ننهد نفرين و خشم من بر او باد. (خطبه ي غديريه)
------------------
عيد غدير خم مبارک - پيام کوتاه عيد غدير
------------------

شبي در محفلي ذكر علي بود ، شنيدم عاشقي مستانه فرمود ، اگر آتش به زير پوست داري ، نسوزي گر علي را دوست داري
------------------
عيد غدير خم مبارک - پيامک هاي عيد غدير
------------------

رسولي كز غدير خم ننوشد ، رداي سبز بعثت را نپوشد
------------------
عيد غدير خم مبارک - اس ام اس هاي عيد غدير
------------------

قرآن به جز از وصف علي آيه ندارد
ايمان به جز از حب علي پايه ندارد
گفتم بروم سايه لطفش بنشينم
گفتا كه علي نور بود سايه ندارد
------------------
عيد غدير خم مبارک - جديد ترين اس ام اس ها
------------------

شبي در محفلي ذکر علي بود
شنيدم عارفي فرزانه فرمود
اگر آتش به زير پوست داري
نسوزي گر علي را دوست داري
خورشيد شکفته در غدير است علي
باران بهار در کوير است علي
بر مسند عاشقي شهي بي همتاست
بر ملک محمدي امير است علي
------------------
عيد غدير خم مبارک - اس ام اس هاي فارسي
------------------

ما زين جهان از پي ديدار مي رويم ، از بهر ديدن حيدر كرار مي رويم ، درب بهشت گر نگشايند به روي ما ، گوييم يا علي و ز ديوار مي رويم
------------------
عيد غدير خم مبارک - اس ام اس عيد غدير خم
------------------

مدح علي و آل علي بر زبان ماست / گويا زبان براي همين در دهان ماست
------------------
عيد غدير خم مبارک - اس ام اس جديد
------------------

روز مـحـشــر پـرسـيـد ز مـن رب جـلــــــــي
گفت تو غـرق گنـاهي؟ گفتمش يـا رب بلي
گفت پس آتش نميـگيرد چـرا جـسم و تنـت
گفتمش چون حـك نمودم روي قلبم يا علي
------------------
عيد غدير خم مبارک - پيام کوتاه عيد غدير
------------------

اگر خلق عالم علي را مي شناختند ، دوستش ميداشتند و اگر خلق عالم علي را دوست ميداشتند ، جهنم آفريده نميشد .
------------------
عيد غدير خم مبارک - پيامک هاي عيد غدير
------------------

به روز غدير خم از مقام لم يزلي ، به كائنات ندا شد به صوت جلي . كه بعد احمد مرسل به كهتر و مهتر ، امام و سرور و مولا عليست علي
------------------
عيد غدير خم مبارک - پيامک عيد غدير خم
------------------

عيد کمال دين , سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصايت و ولايت امير المومنين عليه السلام بر شيعيان وپ يروان ولايت خجسته باد
------------------
عيد غدير خم مبارک - جديد ترين اس ام اس ها
------------------

مدح علي و آل علي بر زبان ماست / گويا زبان براي همين در دهان ماست
------------------
عيد غدير خم مبارک - پيامک جديد
------------------

نخواهم گل که گل بي اعتبار است
تمام عمر گل فصل بهار است
تو را خواهم من از گلهاي عالم
که عطر تو هميشه ماندگار است